حمیدرضا و آدم برفی
اون روز برف زیادی آمد تهران ما در آپارتمانی منزل داشتیم که حیاط نداشت ولی جلوی پارکینگ ما مسقف نبود تو اون روز همش از پشت شیشه بیرون رو نگاه میکردی و من به تو قول دادم با پدرت سه نفری بریم آدم برفی درست کنیم
اینم عکس هامونه...

حمیدرضا گرمای تو سرمای هر زمستانی را برامون گرم میکرد

تو توی دل مادر پدرت همیشه گرمی همیشه بهترین خاطره هستی حتی اگر.....
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


حمیدرضا و آدم برفی
